تبلیغات
تبادل اطلاعات رشته اقتصاد بازرگانی - داستانی کوتاه از آنتوان چخوف
دوشنبه 23 آبان 1390  14:44    ویرایش: پنجشنبه 26 آبان 1390 01:34
توسط: س ق
نوع مطلب: طرح سوالات وپاسخ ،

همین چند روز پیش، «یولیا واسیلی‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم .
    

بیشتر در ادامه مطلب

همین چند روز پیش، «یولیا واسیلی‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم .
به او گفتم: بنشینید«یولیا واسیلی‌‌‌‌‌اِونا»! می‌‌‌‌دانم که دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را به زبان نمی‌‌‌آورید. ببینید، ما توافق کردیم که ماهی سی‌‌‌روبل به شما بدهم این طور نیست؟
- چهل روبل .
- نه من یادداشت کرده‌‌‌‌ام، من همیشه به پرستار بچه‌‌هایم سی روبل می‌‌‌دهم. حالا به من توجه کنید. شما دو ماه برای من کار کردید ..
- دو ماه و پنج روز
-دقیقاً دو ماه، من یادداشت کرده‌‌‌ام. که می‌‌شود شصت روبل. البته باید نُه تا یکشنبه از آن کسر کرد همان طور که می‌‌‌‌‌دانید یکشنبه‌‌‌ها مواظب «کولیا»نبودید و برای قدم زدن بیرون می‌‌رفتید. و سه تعطیلی … « یولیا واسیلی‌‌‌‌اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چین‌‌های لباسش بازی می‌‌‌کرد ولی صدایش درنمی‌‌‌آمد .
- سه تعطیلی، پس ما دوازده روبل را می‌‌‌گذاریم کنار. «کولیا» چهار روز مریض بود آن روزها از او مراقبت نکردید و فقط مواظب «وانیا»بودید فقط «وانیا »
و دیگر این که سه روز هم شما دندان درد داشتید و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچه‌‌‌ها باشید .
دوازده و هفت می‌‌شود نوزده .
تفریق کنیدآن مرخصی‌‌‌هاآهانچهل ویک‌‌روبل، درسته؟
چشم چپ«یولیا واسیلی‌‌‌‌اِونا» قرمز و پر از اشک شده بود. چانه‌‌‌اش می‌‌لرزید . شروع کرد به سرفه کردن‌‌‌‌های عصبی. دماغش را پاک کرد و چیزی نگفت .
- و بعد، نزدیک سال نو شما یک فنجان و نعلبکی شکستید. دو روبل کسر کنید .
فنجان قدیمی‌‌‌تر از این حرف‌‌‌ها بود، ارثیه بود، امّا کاری به این موضوع نداریم. قرار است به همه حساب‌‌‌‌ها رسیدگی کنیم. موارد دیگر: بخاطر بی‌‌‌‌مبالاتی شما «کولیا » از یک درخت بالا رفت و کتش را پاره کرد. 10 تا کسر کنید. همچنین بی‌‌‌‌توجهیتان باعث شد که کلفت خانه با کفش‌‌‌های «وانیا » فرار کند شما می‌‌بایست چشم‌‌هایتان را خوب باز می‌‌‌‌کردید. برای این کار مواجب خوبی می‌‌‌گیرید .
پس پنج تا دیگر کم می‌‌کنیم . …
در دهم ژانویه 10 روبل از من گرفتید ..
« یولیاواسیلی‌‌‌‌‌‌اِونا&r aquo; نجواکنان گفت: من نگرفتم
-امّا من یادداشت کرده‌‌‌ام .
- خیلی خوب شما، شاید
- از چهل ویک بیست و هفتا برداریم، چهارده تا باقی می‌‌‌ماند .
چشم‌‌‌هایش پر از اشک شده بود و بینی ظریف و زیبایش از عرق می‌‌‌درخشید. طفلک بیچاره !
-من فقط مقدار کمی گرفتم .
در حالی که صدایش می‌‌‌لرزید ادامه داد :
من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتمنه بیشتر .
- دیدی حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به کنار، می‌‌‌کنه به عبارتی یازده تا، این هم پول شما سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تایکی و یکی .
یازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توی جیبش ریخت .
به آهستگی گفت: متشکّرم
جا خوردم، در حالی که سخت عصبانی شده بودم شروع کردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق .
پرسیدم: چرا گفتی متشکرم؟
- به خاطر پول .
- یعنی تو متوجه نشدی دارم سرت کلاه می‌‌گذارم؟ دارم پولت را می‌‌‌خورم؟ تنها چیزی می‌‌‌توانی بگویی این است که متشکّرم؟
-در جاهای دیگر همین مقدار هم ندادند .
- آن‌‌ها به شما چیزی ندادند! خیلی خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه می‌‌زدم، یک حقه‌‌‌ی کثیف حالا من به شما هشتاد روبل می‌‌‌‌دهم. همشان این جا توی پاکت برای شما مرتب چیده شده .
ممکن است کسی این قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نکردید؟ چرا صدایتان درنیامد؟
ممکن است کسی توی دنیا این قدر ضعیف باشد؟
لبخند تلخی به من زد که یعنی بله، ممکن است
بخاطر بازی بی‌‌رحمانه‌‌‌ای که با او کردم عذر خواستم و هشتاد روبلی را که برایش خیلی غیرمنتظره بود پرداختم .
برای بار دوّم چند مرتبه مثل همیشه با ترس، گفت: متشکرم
پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فکر کردم در چنین دنیایی چقدر راحت می‌‌شود زورگو بود

   


نظرات()  
chocolate
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 16:43
I just could not go away your web site before suggesting that
I really enjoyed the usual info an individual supply on your visitors?
Is gonna be back ceaselessly in order to check up on new posts
supplemental medicare plans
جمعه 3 آذر 1396 17:32
بی تردید بر این باورند که شما اعلام کردید. مورد علاقه شما
توجیه ظاهرا در وب ساده ترین چیزی است که باید از آن آگاه باشد.
من به شما می گویم، قطعا ناراحت می شود، در حالی که مردم نگرانی هایی را متوجه خود می دانند که به وضوح نمی دانند.
شما موفق به ضربه ناخن به بالا و تعریف شده است
همه چیز بدون داشتن اثر جانبی، مردم می توانند
یک سیگنال احتمالا دوباره به دریافت بیشتر خواهد رسید با تشکر
Randell
سه شنبه 10 مرداد 1396 19:59
This post is priceless. When can I find out more?
http://knownbeach444.snack.ws/
چهارشنبه 28 تیر 1396 23:23
I'd like to find out more? I'd love to find out some additional information.
Julissa
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:19
I know this web site provides quality depending articles or reviews and other data, is there any other web
site which provides these kinds of information in quality?
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 22:45
Superb, what a webpage it is! This webpage provides useful
information to us, keep it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

تبادل اطلاعات رشته اقتصاد بازرگانی